تبليغاتX
شب نوشته ها
سرشارم از تبسم ، لبریزم از ترانه ، پای تو در میان است ، با این همه بهانه
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

چندی پیش یکی از دوستان CDای به دستم داد ضبط شده از یکی از برنامه های شبکه 4 جمهوری اسلامی ایران تا عیدی ما باشد برای مناسبت این چند روز تعطیلی. لیکن بعد از تماشایش، نهایت بی انصافی دیدم که دوستان را هم در حلاوت این عیدانه سهیم نکنم.

CD  آبستن برنامه ای بود که حکایت میکرد از کوششی حداکثری از جانب تهیه کنندگانش، برای تطبیق تفاسیر فقهی و سنتی از احکام اسلامی در حوزه زنان با موازین عقلی. تا آنجا که حتا برای به کرسی نشاندن این تطابق دست به دامان استدلال ها و برهان های میشوند که نتیجه ای در پی ندارد جز سبز شدن چنار روی سر آدمی.

گویا این برنامه هر روز ظهر بر روی آنتن می رود، دقیقا در ساعتی که عمده مخاطب تلویزیون خانمهای خانه دار هستند.

اسم این برنامه "اردی بهشت" است که شاید بتوان این شکل جالب نگارش دومین ماه بهاری را در کنار پوشش مانتو مجري برنامه، در راستای تلاش بی شائبه متولیانش به حساب آورد در هر چه نوگرایانه و روشنفکرانه تر بنظر رسیدن فضاي برنامه.

مجري برنامه طي استدلالي  در حضور خانم فرشته ساساني مشاور وزير كشور، علت اين كه زنان مجاز به نخواندن نماز در هفت هشت روز از ماه هستند را اين نكته اعلام میکند كه :

زنان به هر حال زودتر مكلف شده اند و به ازايش در اختلاف بين نه سالگي و پانزده سالگي ما به التفاوت و بدهي آتي خود را پرداخته اند و خلاصه اين به آن در مي شود و همه با هم بي حسابيم و خدا عادل است و ...

برای چند لحظه در سکوتی محض تنها خیره به مانیتور سعی در هضم این طرز تلقی از احکام شرعی داشتم. ماحصل این خموشی اینکه، شما در نظر بگیرید که شش سال نماز كه احتمالا دو سه سالش هم شامل سه ربع از نماز كامل خواهد بود مي تواند فضاي خالي بيش از سه برابر اين دوران يعني حدود بيست سال نماز نخواندن يك ربعي را پر كند. از آن طرف از زمان يائسگي كه مثلا 43 سالگي به طور ميانگين باشد 13 سالگي به علاوه 20 سال جبراني نيز با احتساب اين كه زن قاعدتا مي بايست 10 سال از عمرش را هم در اين فاصله باردار مي بود و با نماز كامل، جمعا مي شود همان عدد 43 و اين استدلال كاملا صحيح است. جل المخلوق!!! 

راستش دیر مدتی بودم این چنین دچار هیجان نشده بودم، اکنون هم که در کش و قوس بین ذهن و قلم هستم، یادآوریش باز پوست خندی رندانه را بر لبانم موجب میگردد.

باری همیشه قائل به وجود مذهب در حیات خصوصی افراد بوده ام و آن را امر شخصی میپندارم که آدمی یا خواه آن را می پذیرد و یا خواه غیر مجذوبانه و یا گاه خصمانه دست رد به سینه اش میزند. هرچند كه بسيار گاهي بر دستور اين مذهب و آن مذهب منطبق باشد.

و گمان نمیکنم چنین برنامه سازیهایی خارق العاده و بس مضحک از سوی متولیان به اصطلاح فرهنگی جامعه دردی نه از مذهب دوا می کند و نه از اجتماع، که در حقیقت مصداق همان ضرب المثل معروف است که :

"اومد ابروش رو درست کنه زد چشمشم  کور کرد."


پانوشت1: نمیدانم آیا جایزه اسکار به برنامه های مستند- کمدی هم تعلق میگیرد یا خیر؟ اگر آری، که به گمانم که این شاهکار صدا و سیما از شانس نخست دریافتش برخوردار است؟

پانوشت 2: چندی قبل با یکی از دوستان جدل بر سر آن بود که آیا یک دختر بچه9 ساله، اولاً درکی از خدا و دینش دارد و اگر هم دارد آیا توانایی انجام فرائض بعضا پر مشقت دینی را نیز دارست که ما بر آن باشیم در انفوان کودکی او را وادار به انجام فرائضی کنیم که در تضاد با دنیای کودکانه اش است. که دوست ما معتقد بود که باید احکام دینی را تعّبداً پذیرفت هر چند که گاهی عقل گریز باشند. که این تطابق شاهکارانه صدا و سیما ما را متوجه این موضوع هم کرد که اصولاً احکام، عقل گریز هم نیستند!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شب نوشته ها مجموعه‌ای از تک نوشته‌ها حول موضوعات مختلفی است که طعم تلخ روایت نکردن و نشدن‌شان گاه گلو را می‌آزارد و سکون و سکوت در برابرشان چونان آواری سهمگین روح را در هم فرو می‌ریزد.
بی ترس دوزخ و بهشت
از زندگی باید نوشت.

بنده ی حقیر صمیمانه و مخلصانه به اطلاع می رساند این وبلاگ از روز اول تاسیس یک قانون اساسی داشته است و دارد و آن هم ادب است. کسانی که عصبانی هستند و نمی توانند مخالفان خود را بدون دادن صفت مخاطب قرار دهند. کسانی که قلمشان با دشنام آشناست. کسانی که راحت به دیگران تهمت می زنند و حرمت مخالف را نمی دارند، با اجازه همه شما در بین کامنت گذاران ما جائی ندارند و کامنت این دوستان بی فوت وقت حذف خواهد شد.

و نیز از اینکه تا به امروز شعار آزادی بیان و فروتنی و از این جور چیزها داده ام، صادقانه عذر خواهی می کنم. انسان جایز الخطاست، و من دیگر طرفدار "آزادی بیان به هر قیمت و برای هر کس" نیستم لذا کامنت دوستانی که مروج کهنه پرستی و افراط گرایی و انسان ستیزی و دموکراسی گریزی باشند بدون هیچ دلیل منطقی، و فقط از روی سلیقه ی نگارنده، سانسور خواهد شد.

بنابراین خواهش می کنم کلمات و احساسات خود را موقع دادن کامنت کنترل بفرمائید که بامداد ناگزیر به جسارت حذف نشود.

امیدوارم هیچ عزیزی از من نرنجد. و امیدوارم صراحتم باعث "نامهربان شدن شما با وبلاگ من" نشود.

و باز هم امیدوارم خود را با این کارها از نظرات کارساز و صمیمانه و دلسوزانه ی بی شماری که تا به حال دریافت کرده ام محروم نکرده باشم.

پیوندهای روزانه
حضور خلوت انس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
روز نگاشت
اندر حکایات دانشگاهی متروک
بدون شرح
انتخابات ریاست جمهوری دهم
زن امروز
The curious case
پیوندها
آربور
فردا
فردا
من و تو
محرمانه
موج سبز
ماهدون
قلم رنجه
تاریکخانه
عابر پیاده
دختر آتش
پاسارگارد
آسمان آبی
یار دبستانی
ماه پیشونی
قصیده اندوه
تا آفتابی دیگر
آسمان ستاره
سکوت سربی
یار دبستانی
آسمانم باش
یه دختر خوب!
واژه های معلق
سرزمین خفته
ایران سرزمینم
باران ستاره ها
شنگولان دانش
روزهاي گمشده
orange puppet
آفتابگردان عاشق
جنگ دفاع ازادی
دریا،دلهره آبی من
نعل وارونه می زند
حرفی برای نگفتن
خنده های اسیدی
بگو،بخند،زندگی کن
تاکستتان خوشبختی
عرفان , برابری , آزادی
بخوان به نام گل سرخ
میــــــــم مثل مریـــــــم
نغمه های ترک خورده
خدایی که شکست خورد
« اي آزادي! تو چه‌قدر خوبي »
وب نوشته های مسعود عسکری
ساقی
اتوبوس
آلونك
رسم رفاقت
میان دو هیچ
همجنس عزیز
ناطوردشت
شورش علیه ِ متن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان