![]() |
![]() |
|
| سرشارم از تبسم ، لبریزم از ترانه ، پای تو در میان است ، با این همه بهانه |
نوشته زیر در واقع ترمیم شده یک مطلب قدیمی به همین نام است که در وبلاگ نیز قرار داده بودم لیک با شروع سال تحصیلی جدید و عنایت به تحولات حاصل و مشاهدات تازه ام از دانشگاه قم تغییراتی در آن ایجاد کردم و به گمانم این بار به واقعیت بیشتر نزدیک شده است اگر نگویم عین آن است. احیاناً دوستانی هم که بیگانه با این دانشگاه چشم به مطلب زیر می دوزند، در ذهن داشته باشند که صاحبان تنها دانشگاه دولتی استان قم کمر همت بسته اند به تحقق سودایی چندین ساله برای اقناع طبع گروهی از آقایان علماء درحصول به یک اسلامستان تمام عیار و جامع الشرایط. چشم انداز بیست ساله دانشگاه قم( اسلامستان قم) : - جدا سازی برادران از خواهران در مکان های عمومی. - تلاش برای استفاده از دانش ژنتیک برای ایجاد خواهرانی که دارای محاسن باشند. - جداسازی هر نوع چیز اضافی از آقایان برای ایجاد امنیت فکری در برادران و خواهران. - جداسازی کلیه راه های تردد مشترک برادران و خواهران برای پیشرفت اندیشه آنان. - جداسازی پیاده روهای برادران از خواهران ،برادران از وسط بلوار رد بشوند وخواهران از ...
پ.ن: دوستان اگر در مورد مسیر تردد خواهران در جایی غیر از بلوار دانشگاه پیشنهادی در ذهن دارند از کمکشان در تحقق هر چه سریع تر چشم انداز بیست ساله دانشگاه قم ممنون می شوم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 مهر1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط بامداد |
|
|
بزرگترین نا سپاسی ما نسبت به مواهب الهی چیست جز اینکه وقعی از فکر و اندیشه نمیبریم.مطلبی را میشنویم اما بدون فکر، جر و بحث میکینم. این را از آن جهت گفتم که این روزهای پایانی ماه رمضان خوان بی دریغ الهی همه جا گسترده است و ما هم از آن بی نصیب نیستیم در برخی مجالس افطاری بعضاً شاهد تفسیری نو و متفاوت با گذشته از اسلام هستیم. همین تفاسیر که بدبختانه از جانب مستمعینش به هیچ تاملی پذیرفته میشود در واقع علت اصلی فاصله گیری روز افزون مردم از اسلام است. تا آنجایی من خواندم و آموختم از نظر اسلام مسلمان باید راستگو ،درست کردار و نیکو رفتار باشد ،دروغ نگوید،دزدی نکند، رشوه ندهد...چیزی که امزور در کمتر کسی رد پایی از این اصول میابی. ما از بچگی با اسلام و قرآن و ائمه و اهل بیت بزرگ میشویم. اما باز دروغ میگوییم ، با دغل کاری روز میگذرانیم و مذهب کمترین تاثیری در زندگی ما ندارد.علت آن چیست؟ آیا دلیل از اثر افتادن اسلام وجود اینهمه تفاسیر و تعابیر بعضاً موذیانه و ریا کارانه و رنگ و وارنگ خود نسبت داده شده به اسلام نیست که آن را فلج کرده است؟ بنای اسلام بر آن است مردم پاکدامن و حق جو و خداپرست باشند.لیکن امروز آئینی را در برابرمان گشوده اند که درش ترس از گناه معنا ندارد اگر شری از تو حاصل شود" ابرار و بهشتیان" بر تو شفاعت خواهند کرد. در قران آمده است: - "من یعمل مثقال ذره خیراً یره من یعمل مثقال ذره شراً یره" - "و اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعته" بنابراین اگر کسی شری از او سر زند به کیفر آن خواهد رسید. ونیز در روز قیامت هیچ شفاعتی از جانب هیچکس پذیرفته نیست. در صورتی که در این مکتب تازه فکری هر کس اشکی بریزد و نذری کند و زیارتی رود به رغم همراهی کوهی از گناهان از امتیاز شفاعت اولیاء و انبیاء برخوردار میگردد و گناهانش بخشیده و جهنم بر او حرام است. من منکر تاثیر چنین اعمالی در جلا دادن به جان آدمی نیستم لیکن اگر قرار باشد با زیارت رفتن و نذر وافطاری دادن و مویه کردن گناهان آدمی بخشیده شود پس دیگر چه باک است از گناه ؟ و چرا دیگر هزار جور جرم و جنایت از آدمی سر نزند؟ ما که گناه پاک کنی به این روانی و آسانی در اختیار داریم میتوانیم صد فسق و فجور و فساد کنیم لیک با چند قطره اشک تمساح همه را به باد بسپاریم. همین ایدئولوژی کافیست که گناه کردن آزاد شمرده شده و ترسی از انجام آن نباشد .آدمی هزار جور فسق و گناه کند ولی با یک کربلا رفتن حساب خود با خدا و بنده او بی حساب کند. آیا این بی اعتنایی و خوار کردن دستگاه خداوندی و به استهزا گرفتن عدل و حکمت آن نیست؟ اگر چنین است پس رسول خدا چرا مردم را به نیکی و درستی توصیه و از شر و بدی تنذیر کرده بود و اگر چنین نیست پس این آقایان چه میگویند؟!! در همین مجالس و محافل از آقایان میشنوی که اگر زواری از زیارت برگردد همچون کودکی است که تازه از مادر متولد شده از هر گناهی پاک و معصوم است و اگر زواری پس از زیارت در خود گناهی فرض کرد باید در صحت نسبت خود شک کند(یعنی اگر کسی حرف ما را قبول ندارد حرومزاده است). آقایان ریش میگذارند ،نذر می دهند،در خیابان زیر لب ورد میخوانند، سرپا سیاه می پوشند که همه نشانه تقدس ایشان باشد اما همین آقایان گران فروشی و کم فروشی میکنند، قسم دروغ میخورند .مایحتاج مردم را احتکار میکنند ،سرمایه دیگران را بالا میکشند ،برسر دیگران کلاه میگذارند... اما چون نشانه تقدس را دارا میباشند و از نعمت گناه پاکنی از جنس اشک و ناله برخوردارند ،از هر گناهی در محضر عدل الهی مصون میباشند. تو گویی پروردگار نهایت حساسیت و عقاب را فقط در مورد بنده مستضعفش به خرج میدهد. اگر گناه بخشودنیست خدا خود خواهد بخشید.که او ارحم الراحمین است ؟ و اگر قرآن کتاب خداست پس به استناد آن هیچ شفاعتی بر هزار فسق و فجور از جانب هیچ کس پذیرفته نیست.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 مهر1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شب نوشته ها مجموعهای از تک نوشتهها حول موضوعات مختلفی است که طعم تلخ روایت نکردن و نشدنشان گاه گلو را میآزارد و سکون و سکوت در برابرشان چونان آواری سهمگین روح را در هم فرو میریزد.
بی ترس دوزخ و بهشت از زندگی باید نوشت. بنده ی حقیر صمیمانه و مخلصانه به اطلاع می رسانم این وبلاگ از روز اول تاسیس یک قانون اساسی داشته است و دارد و آن هم ادب است. کسانی که عصبانی هستند و نمی توانند مخالفان خود را بدون دادن صفت مخاطب قرار دهند. کسانی که قلمشان با دشنام آشناست. کسانی که راحت به دیگران تهمت می زنند و حرمت مخالف را نمی دارند، با اجازه همه شما در بین کامنت گذاران ما جائی ندارند و کامنت این دوستان بی فوت وقت حذف خواهد شد. و نیز از اینکه تا به امروز شعار آزادی بیان و فروتنی و از این جور چیزها داده ام، صادقانه عذر خواهی می کنم. انسان جایز الخطاست، و من دیگر طرفدار "آزادی بیان به هر قیمت و برای هر کس" نیستم لذا کامنت دوستانی که مروج کهنه پرستی و افراط گرایی و انسان ستیزی و دموکراسی گریزی باشند بدون هیچ دلیل منطقی، و فقط از روی سلیقه ی نگارنده، سانسور خواهد شد. بنابراین خواهش می کنم کلمات و احساسات خود را موقع دادن کامنت کنترل بفرمائید که بامداد ناگزیر به جسارت حذف نشود. امیدوارم هیچ عزیزی از من نرنجد. و امیدوارم صراحتم باعث "نامهربان شدن شما با وبلاگ من" نشود. و باز هم امیدوارم خود را با این کارها از نظرات کارساز و صمیمانه و دلسوزانه ی بی شماری که تا به حال دریافت کرده ام محروم نکرده باشم. |
| پیوندهای روزانه |
|
حضور خلوت انس آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
روز نگاشت اندر حکایات دانشگاهی متروک بدون شرح انتخابات ریاست جمهوری دهم زن امروز The curious case |
|
RSS
|