تبليغاتX
شب نوشته ها
سرشارم از تبسم ، لبریزم از ترانه ، پای تو در میان است ، با این همه بهانه

در این غربت خانگی بگو هر چی باید بگی

غزل بگو به سادگی ، بگو زنده باد زندگی

صبور خوب خانگی شریک ضجه های من

خنده ی خسته بودنم زنگ خطر نمی شود

در این حریر خانگی روی ترانه شسته ام

تمام خون من شبی پر از ستاره می شود

ای تو ابریشم, تو ای مخمل تبار

ای تو بی مرز، ای تو شهر بی حصار

ای دهان تو پر از عطر غزل ای زلال خانگی،

بر من ببار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

گویند مرا چو زاد مادر

                                  پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

                                   بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

                                   تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

                                   الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

                                   بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

                                   تا هستم و هست دارمش دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 

 

چرا پیروان زرتشت به سوی آتش عبادت می کنند؟

 

هر یک از آیین گزاران بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله  یا پرستش سویی معین کرده تا در هنگام نیایش با خداوند رو به سوی آن کنند تا اولا هنگام نماز گروهی قانون و ترتیب خاصی باشد . ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شده و بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید .

قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت است جلو خود می گذارند و به عبادت می پردازند . ساختمان کلیسای عیسویان طوری است که محراب کلیسا رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به پرستش می پردازند .کلیمیان نیز هنگام نماز اورشلیم را مکان مقدسی برای تعیین قبله می دانند .

پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد بهر شکلی که تجلی نماید خواه این نور از خورشید و ماه باشد یا از شعله آتش و یا چراغ فروزان ، بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را که عبارت از آتش و آب و باد و خاک باشد احترام بگذارند .

با این وجود عده ای که از فلسفه مزدیسنا ( زرتشتیان ) آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان به خطا آتش پرست خوانده شوند با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند ، زیرا زرتشتیان به دستور اشو زرتشت تنها اهورا مزدا ( خداوند ) یکتا را سزاوار و شایسته پرستش می دانند .

اى آتش سرخِ تيرگى سوز        اى روشنِ آشيان برافروز

اى بَر شده آتشِ نيايش             اى خرمنِ گرم سوزِ سركش

                  

یک از آیین گزاران بزرگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 

گروهی از دوستان در کامنت ها از خانه متروک پرسیده اند و من هم چون از ته دل میلی به تکرار روزگار و تجربه تلخم در این اسلامستان برای  دیگران ندارم به توضیحی اجمالی در این خصوص میپردازم.

 به امید روزی که همه ما در یک محیط آزاد و متمدن به تحصیل مشغول باشیم.

 

بلوار امين را كه بگذري بعد از فلكه ايران مرينوس و  شهرك­هاي اين طرف و سنگبريهاي آن طرف خیابان، كم كم ديوار دانشگاه قم پديدار ميشود. نمايي نوساز كه به سنت مساجد اسلامی با كاشيكاري روي آن «دانشگاه قم» حک شده است. سردري كه گویا ده سال ساختش به طول انجامیده  ! نگهبانان دانشگاه براي ورود مدركي طلب نميكنند از دانشجویان پسر و برای خانمها هم به سر داشتن چادر در عوض کیف و کتاب در حکم ویزای ورود است. در نخستین نگاه تماشاگه  بیابان وسيعي هستی که در کمرکشش چند ساختمان که در فقدان فضای سبز،خود نمایی میکنند همچون سرابی چشم را به خود مشغول میکند. و بلواری دراز که یک پیاده روی اجباری را در روزهایی (تقریباً هر روز)،داغ و سوزان نوید میدهد. راهی که دو سوی آن با کاجهایی کوتاه و بلند در یک امتداد محصور شده است را پی میگیریم اولين نكته در خور توجه که شما را از حرکت به توقف و تاملی اجباری وامیدارد تابلویی است که تفكيك جنسيتي حاکم در این اسلامستان را از همان اول همچون پتکی بر سر میکوبد آنچنانکه که سر گیجه حاصل از آن لااقل برای چهار سال ذهن را از هر مطالبه ای در هر زمینه و سطحی عقیم کند .در جایی که سمت حرکت خواهران  از برادران رایکی در یمین و دیگری در یسار می یابی. تو گویی اینجا دروازه ورود به ناکجا آباد جهالت ونادانی است که تحّجر و عقب ماندگی دینی و فکری را با پوست و خون خود احساس میکنی.

دانشجویان فیزیک از آن تحت عنوان تونل زنی به ماقبل تاریخ یاد میکنند.

دانشجویان از اینجا به بعد به دو بخش کاملاً مجزا از هم تبعید میشوند. به گونه ای که حتا تردد بدون مجوز یک سوسک نر در نزدیکی  واحد خواهران عواقب جانکاهی را برای او در پی خواهد داشت حال بماند دانشجویان پسر.

عمده دفاتر اداري دانشگاه در ساختمان مرکزی قرار دارد. بعلاوه چند آزمايشگاه فيزيك و تعداد زيادي كلاس درس و تالار همایشها و آمفی تئاترو كتابخانه واحد برادران.

 قسمت ديگر چهار ساختمان بهم پيوسته است كه دو تاي آن خوابگاههاي دانشجويي و دوتاي ديگر دانشكده­هاي واحد برادران است. ساختمان اولي معروف به بلوك 16،شامل دانشكده­هاي حقوق و ادبيات و الهيات و آن ديگري معروف به بلوك 15،شامل دانشكده­هاي فني و مهندسي و علوم پايه. بخش ديگر دانشگاه ساختمان عظيمي و حجيمي است كه هنوز نيمه­تمام است و گويا قرار است بخش كتابخانه دانشگاه به آن منتقل شود. البته از بخشي از آن اينك به عنوان سايت اينترنت دانشگاه،البته واحد برادران استفاده ميشود.

اما واحد خواهران آخر دانشگاه است از همه نظر. از آنجایی که هر گونه اطلاعاتی از آن سو دارای درجه بندی امنیتی و در مواردی محرمانه است لذا ما را  معذور بدارید از گفتن چیزهایی که صحت و سقم آنها بر ما هم پوشیده است.

جز اينكه  در جمعی که برای دادخواهی نزد وزیر علوم گرد آمده بودند شِکوه داشتند که بسياري از كلاسهايشان در حقيقت اتاقهاي خوابگاهي هستند كه اينك كلاس شده­اند. و یک سایت کامپیتور با 10 رایانه که گویا 2 تای آنهاهم فاقد هارد دیسک است برای چیزی در حدود 3000 دانشجوی دختر.گویا به تازگی هم از نعمت کتابخانه اسلامی بهره مند شده اند.

برای اطلاعات بیشتر میتوانید به کتبی که به تاریخ  زنان صدر اسلام وما قبل آن و یا واشکافی اسلام طالبانی ویا روان کاوی وهابیّون میپردازند مراجعه کنید.

 از آنجایی که نامحرمان را به آستان دوست راه نیست این تمام آگاهی من از نیم دیگر اسلامستان بود اگر شما چیزی بیشتر دستگیرتان شد ما را هم در آن شریک کنید.

در باب انتخاب اساتید هم نه سابقه و بنیه علمی ،بلکه بلندی محاسن و ممهور بودن پیشانی به مهر نماز ملاک است.

مهدي قاضي  پیر مرد آخوندی که قريب هشت دهه از عمر را پشت سر نهاده رياست دانشگاه را بر عهده دارد. چه كسي او را منصوب كرده بر ما مستتر است اما کسی را توانایی عزل او ازاین منسب نیست وي مجتمع عالي قضايي طلاب قم،را در اين مكان تبديل به دانشگاه قم کرد، با اين شرط كه نخستين ركن اسلامي بودن،يعني تفكيك جنسيتي بر آن حاكم باشد. و پس از آن تا به اکنون برکرسی رياست دانشگاه تكيه زده است و اينك اوضاع دانشگاه را از روي تخت دياليز دنبال ميكند. مشاوراني چند از صنف فقيهان و حقوقدانان و... با عناويني همچون معاونت دانشجويي و پژوهشي و آموزشي و... آيت الله  را ياري ميدهند.

این تصویر دانشگاه  من و بسیاری همچو من است .

غرض از قلم فرسایی فوق بیدارکردن گروهی است که امروز سودای ورود به این اسلامستان را در بحبوحه کنکور 87 در ذهن میپرورانند. آگاهی ای که ما از آن بی نصیب بودیم لاجرم قریب چهار سال است که مغزشویی و گلو فشاری و قلم شکنی را تحمّل میکنیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

فريبا داوودي مهاجر

يکبار ديگر يک مسئول حراست ديگردر سايه چترهاي امنيتي، قصد تعرض به دختر جواني را داشت که در ‏دانشگاهژنجان مشغول به تحصيل است. ما در‏‎ ‎هفته گذشته شاهد صدای اعتراض دانشجويان اين دانشگاه در دفاع از اين دختر جوان ‏وتحقق ديگر خواسته هايشان بوديم. دانشجوياني که درسو امتحان را کنار گذاشته میخواستند از شرافت و ‏امنيت يکديگر دفاع کنند.

فراموش نمي کنم روزي که مجلس ششم درباره اعزام دانشجويان دختر مجرد به خارج از کشور وارد بحث و ‏گفتگو شد، هياهودر قم بپاخواست. روحاني ها به خيابان ريختند فرياد وا اسلاما سردادند و گفتند دختران ما که به ‏خارج مي روند بي عفت مي شوند. امروز آن روحاني ها کجا هستند تا خواستار مجازات مسئول حراست دانشگاه ‏شوند.‏

زماني هم که بحث پيوستن به کنوانسيون بالا گرفت قائله اي ديگر برپا شد و آقايان و خانمهايي که همواره نگران ‏دينداري مردم هستند از هيچ تهمت و افترايي به نمايندگان مجلس ششم و مدافعان کنوانسيون دريغ نکردند؛ پيوستن ‏به کوانسيون را خلاف اسلام ناميدند و فعالان زن را طرفداران چند شوهري ناميدند که قصد نابودي خانواده ‏ها را دارند. امروز که يک دختر جوان در دانشگاه به وسيله مسئول ارزشي که مدعي حفظ ارزشها هم هست در ‏خطر تجاوز قرار مي گيرد، همه آنها سکوت پيشه کرده اند. و البته معلوم نيست چگونه با اين رفتار دو گانه ‏انتظاردارند مردم ادعاي دين داري آنها را باور کنند. ‏

اسماعيل احمدي مقدم که چپ و راست طرحهاي مختلف برخورد با مسائل اخلاقي را حتي در شرکتهاي ‏خصوصي اجرا مي کند و مرتب پيگير روابط ناسالم افراد است، ومي خواهد در راستاي ارتقاي امنيت اجتماعي با ‏بد حجابي در کافي شاپ ها، کافي نت ها، تالارها و رستورانها برخورد شديد انجام دهد بهتر است ابتدا توصيه کند ‏که با افرادي که با تظاهر به دينداري ووفاداري به جمهوري اسلامي به سوء استفاده از دختران جوان مشغول ‏هستند برخورد شديد انجام شود. و سپس برخلاف اصل 22، 23 و اصل چهارم قانون اساسي در باره مردم عادي ‏قانون بنويسد. مطابق اين اصول حيثيت، جان، مال، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در ‏مواردي که قانون تجويز مي کند و البته آقاي احمدي مقدم حق نوشتن قانون آنهم برخلاف قانون اساسي را ندارد. و ‏متاسفانه فضا آنقدر بسته و مسموم و امنيتي است که اگر فعالان حقوق بشر و مدافعان حقوق زن در صدد اقدامي ‏جهت ارشاد وضع موجود برآيند به زندان محکوم مي شوند و بجاي آقايان متعرض به زنان و دختران بايد شلاق ‏بخورند و هرروز به محاکم قضايي احضار و بازجويي شوند. ‏

چندي پيش دختر جوان ديگري به زور اسلحه در دانشگاه کرمانشاه به وسيله مسئول حراست مورد تجاوز قرار ‏گرفت. زهرا بني يعقوب به دليل راه رفتن با يک پسر در پارک بازداشت شد و به طرز مشکوکي در زندان در ‏گذشت. پسر جواني بنام ابراهيم لطف اللهي در زندان کشته شد و هيچکدام از دردمندان دين که به دنبال اجراي ‏عدالت در عراق و فلسطين و لبنان هستند کمترين اعتراضي به وقايع رخداده انجام ندادند و هيچکدام از علماي ‏اسلام چند خطي در جهت محکوم کردن اين فجايع مرقوم نفرمودند. البته چه بسيار وقايع ديگري که اتفاق مي افتد ‏و افشا هم نمي شود. بخاطر مي آورم يک روز پس از جلسه شوراي سياستگذاري دفتر ادوار يکي از پسران ‏دانشگاه بابل از دختر جواني در انجمن با من صحبت کرد که دانشگاه به او حساس شده و يک نفر در دانشگاه به ‏اين دختر پيشنهاد رابطه جنسي داده تا پرونده او را حل وفصل کند. يا مسئول حراستي که شبانه به خوابگاه ‏دانشجويان دختر دانشگاه علامه طباطبايي رفته بود و ساعاتي را به منظور تهديد و تطميع در اتاق يکي از دختران ‏گذرانده بود و به ديگر دختران گفته بود که در صورت همکاري با حراست تا دکترا تحصيل او را تضمين ميکند. ‏و اگر کوچکترين فعاليتي در باره حقوق زنان انجام دهد بايد فاتحه درس و دانشگاه را بخواند.‏

در چنين شرايطي هنوز پيکان هاي حملات محافظه کاران به سمت زنان ايراني است.‏

اخيرا ابو طالب شفقت، استاندار مازندران، در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان مازندران در استانداري گفته ‏است: "کارمند زني که در محل کار خود الگوي زن ايراني را رعايت نکند نمي تواند در اين دولت خدمت کند." ‏ايشان که سليقه خودشان را الگوي زن ايراني ميدانند بهتر است فراموش نکنند که زن ايراني نيازي به الگوي ‏طراحي شده ايشان ندارد و مي خواهد تعريف جديدي از خود و نقش هاي اجتماعي اش ارائه دهد، و در اين راه، ‏از هيچ تهمتي نمي هراسد. ‏

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

می دانیم که دکتر مددی معاونت محترم جنسی ـ فرهنگی دانشگاه زنجان در روزی از روزهای خدا ناگهان مورد حمله ی یک دختر بی حجاب قرار گرفت و خوشبختانه با شکستنِ دربِ اتاقش توسط تعدادی از عابران پیاده، از تجاوز جنسی آن دختر در امان ماند و خوشبختانه هنوز باکِر است (باکِر، مردی که است که به لحاظ ظاهری معلوم نیست که تا کنون چه کرده است یا چند بار)

برادران خداجو و قدرتمند! خواهران ضعیفه ی کمرباریک! من دلم به درد آمده است! من وجودم سرشار از خشم است، فقط حیف که خشم من الهی نیست وگرنه می دانستم چه کار کنم! حالا من تنهایی نمی توانم، اما آخر چقدر؟ آخر چند بار برای این اساتید پاپوش درست می کنند؟ آخر چند بار؟ ها؟ چند بار؟ چقدر حرمت استاد را زیر پا می گذاریم؟ ها؟ ها و زهر مار! یک کاری بکنید! خواهش می کنم! این فراخوان خیلی مهم است، این فراخوان، خیلی خوب است! آن را جدی بگیرید!

به حول و قوه ی پروردگار، کمپین صد میلیون امضا در حمایت از دکتر مددی را با اعلام اهداف ذیل آغاز می کنیم:

1.       حمایت از جامعه ی دکترها که پزشک و غیرپزشک ندارد، چرا که همگی محرم بیماران هستند و حق دارند هر کسی را لخت نمایند.

2.       حفظ حرمت استادان دانشگاه، این طور نباشد که پنج هزار نفر جوجه دانشجو که به عمرشان هم از آن کارها نکرده اند بتوانند حرکت جنسی-اخلاقی یک مردِ حق را محکوم کنند.

3.       این که مردم نفهمند که مقامات ما چطوری اند اصولا  بدانند که اصلا از این خبرا نیست اون بالا، اصولا!

4.       این که هر دانشجویی نتواند با موبایل روشن برود هر جایی که دلش خواست، بلکه با موبایل خاموش برود هر جایی دل مقامات خواست.

5.       برابری تمام مقامات در مقابل قانون! چنان که می دانیم، قانون که نابرابر باشد دیدگاه و فرهنگ را هم نابرابر می کند و ممکن است بعضی از مقاماتی که از این کارها می کنند از نظر مردمِ فریب خورده مورد عتاب قرار گیرند.

6.       حفظ ارزش های این نظام مقدّس، که عضو جدانشدنی از بدن تک تک ماست!

از کلیه عزیزان خواهش می کنم:

ü       عکس های زیبا و غیرخانوادگی از ایشان را برای ما ارسال کنید. عکس ها فقط از صورت ایشان باشد و عکس جایِ دیگرِ او مجاز نیست.

ü       کلیه کسانی که می توانند لوگو طراحی کنند زود دست به کار شوند.

ü       شعارهای انقلابی خود، مانند "گوشی رو بشکن!"، "مددی سیاوش زمان"، "مددی چیکارش می کنه، سوراخ سوراخش می کنه"، "ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم ..... مگر آن شهاب ثاقب، مددی دهد خدا را"، "خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی از نهضت مددی محافظت بفرما"، "مددی جادوی دومِ هزاره ی سوم" را برای قرار گرفتن بر روی لوگوهای حمایت برای من ارسال کنید.

ü       مقالات جدی و خشمگینانه ی خود مانند این مطلب را در انزجار از این حرکت بی حجاب و بی ناموسیِ دختره به ایمیل آدرس من یا خودِ دکتر مددی ارسال کنید تا در آدرس کمپین استاد مددی که http://sos-madadi.wordpress.com است قرار دهم.

ü       یک روز را به عنوان روز حمایت از استاد مددی پیشنهاد نمایید. در این روز هر ایرانی باید دست از کار بکشد و به آن کارهایی که دکتر مددی دوست دارد بپردازد.

ü       اجرای کنسرت "همنوا با مددی" می تواند مرهمی باشد بر دردهای این مرد راستی پیشه!!!

 

 

پ.ن. پست فوق متعلق به دوست عزیزم آرمین نگارنده بلاگ آفتابگردان عاشق میباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

هر چند لنگه قبلی پوتین که اکنون یک لنگه کفش کهنه می نماید در نوع خود نعمتی است اما روسیه که بیابان نیست. ظاهراً پوتین دوران دور از قدرت خود را ترجیح میدهد که در مقایسه، یک چکمه تمام چرم سوسمار دست دوز با آستر خز چین چیلاست سپری نماید.

همسر سابق پوتین

کبد آماده پیوند به پوتین

عکسی که می بینید مربوط به معشوقه ولادمیر پوتین است که یک ژیمناستیک باز حرفه ای است. او دو ماه قبل همسرش را طلاق داد و قرار است  با آینا کابائوا ،این ژیمناست 25 ساله ازدواج کند.

او چندی قبل پس از 25 سال زندگی مشترک از همسر سابق خود لودمیلا جدا شد و با معشوق خود در

 سنت پترزبورگ ازدواج خواهد کرد.

 

آینا کابائوا اصالت ازبکی دارد و در آتن مقام اول المپیک را کسب کرده است. لیکن اکنون ورزش را رها کرده و به عنوان نماینده حزب روسیه واحد در دوما به سیاست مشغول است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 

درست كنار ميدان كثيف شهر، يك سامورايي دورتر از جماعت ايستاده بود. يك سامورايي واقعي اما بدون لباس‌هاي ژاپني و با لباس‌هاي كار خاكي كه با چشمان مورب بادامي‌اش ماشين‌ها را مي‌پاييد. چرا خودش را به اين لباس درآورده بود؟ كسي نمي‌دانست.

وقتي وانت نيسان آمد، عاليجناب شوگان سرش را از توي پنجره بيرون آورد و خطاب به جماعت داد زد:

- چار نفر كاريتون بياين.

كارگرها به طرف وانت هجوم آوردند و از آن آويزان شدند. شوگان از وانت پياده شد. سامورايي لرزيد. شوگان داد زد:

- فقط چار نفر، بقيه بيان پايين.

بعد يك پيرمرد و سامورايي را كه پايش لبه سپر بود به پايين هل داد كه افتاد كنار جدول. بقيه را هم همين‌طور تا چهار نفر داخل وانت ماند و بعد گاز داد و به سرعت از ميدان خارج شد.

جماعت دوباره رفتند در گوشه‌اي از ميدان با هم جمع شدند. سامورايي آن شب با دست خالي به خانه رفت. سامورايي شمشيرش را فروخته بود و الان داشت زير اين شهر سيماني له مي‌شد. سامورايي فقط روزگاري سامورايي بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط بامداد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شب نوشته ها مجموعه‌ای از تک نوشته‌ها حول موضوعات مختلفی است که طعم تلخ روایت نکردن و نشدن‌شان گاه گلو را می‌آزارد و سکون و سکوت در برابرشان چونان آواری سهمگین روح را در هم فرو می‌ریزد.
بی ترس دوزخ و بهشت
از زندگی باید نوشت.

بنده ی حقیر صمیمانه و مخلصانه به اطلاع می رسانم این وبلاگ از روز اول تاسیس یک قانون اساسی داشته است و دارد و آن هم ادب است. کسانی که عصبانی هستند و نمی توانند مخالفان خود را بدون دادن صفت مخاطب قرار دهند. کسانی که قلمشان با دشنام آشناست. کسانی که راحت به دیگران تهمت می زنند و حرمت مخالف را نمی دارند، با اجازه همه شما در بین کامنت گذاران ما جائی ندارند و کامنت این دوستان بی فوت وقت حذف خواهد شد.

و نیز از اینکه تا به امروز شعار آزادی بیان و فروتنی و از این جور چیزها داده ام، صادقانه عذر خواهی می کنم. انسان جایز الخطاست، و من دیگر طرفدار "آزادی بیان به هر قیمت و برای هر کس" نیستم لذا کامنت دوستانی که مروج کهنه پرستی و افراط گرایی و انسان ستیزی و دموکراسی گریزی باشند بدون هیچ دلیل منطقی، و فقط از روی سلیقه ی نگارنده، سانسور خواهد شد.

بنابراین خواهش می کنم کلمات و احساسات خود را موقع دادن کامنت کنترل بفرمائید که بامداد ناگزیر به جسارت حذف نشود.

امیدوارم هیچ عزیزی از من نرنجد. و امیدوارم صراحتم باعث "نامهربان شدن شما با وبلاگ من" نشود.

و باز هم امیدوارم خود را با این کارها از نظرات کارساز و صمیمانه و دلسوزانه ی بی شماری که تا به حال دریافت کرده ام محروم نکرده باشم.

پیوندهای روزانه
حضور خلوت انس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
روز نگاشت
اندر حکایات دانشگاهی متروک
بدون شرح
انتخابات ریاست جمهوری دهم
زن امروز
The curious case
پیوندها
آربور
فردا
فردا
من و تو
محرمانه
موج سبز
ماهدون
قلم رنجه
تاریکخانه
عابر پیاده
دختر آتش
پاسارگارد
آسمان آبی
یار دبستانی
ماه پیشونی
قصیده اندوه
تا آفتابی دیگر
آسمان ستاره
سکوت سربی
یار دبستانی
آسمانم باش
یه دختر خوب!
واژه های معلق
سرزمین خفته
ایران سرزمینم
باران ستاره ها
شنگولان دانش
روزهاي گمشده
orange puppet
آفتابگردان عاشق
جنگ دفاع ازادی
دریا،دلهره آبی من
نعل وارونه می زند
حرفی برای نگفتن
خنده های اسیدی
بگو،بخند،زندگی کن
تاکستتان خوشبختی
عرفان , برابری , آزادی
بخوان به نام گل سرخ
میــــــــم مثل مریـــــــم
نغمه های ترک خورده
خدایی که شکست خورد
« اي آزادي! تو چه‌قدر خوبي »
وب نوشته های مسعود عسکری
ساقی
اتوبوس
آلونك
رسم رفاقت
میان دو هیچ
همجنس عزیز
ناطوردشت
شورش علیه ِ متن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان